ويتلو، 1604)، به خوبي معلوم ميشود. اما در مورد پكهام، پرسپكتيو عمومي او مقارن سال1627، تجديد چاپ شد!
وقتي يك لحظهٴ پيش از فرانسيسي سخن گفتم، خواننده بايد درمييافت كه ميخواستم راجر بيكن را معرفي كنم. در واقع بيكن يكي از بزرگترين نورشناسان بود، يعني بزرگترين نورشناس قلمرو مسيحيت، و درست معاصر پكهام؛ هر دو تقريباً همسال بودند، و احتمالاً هر دو در سال 1292، درگذشتند. آنان بايد از يكديگر متأثر شده باشند. بيكن بسيار خلاقتر بود، ولي كتاب او دربارهٴ نور رواج كمتري يافت. اساس اطلاعات آنان خيلي شبيه بود، و
المناظر ابن هيثم مهمترين آن بهشمار ميرفت؛ ولي بيكن با آيينهها و عدسيها آزمايشهايي كرد و بر برخي اكتشافات دورههاي بعدي، بهطور مبهم پيشي گرفت: يعني او نخستين كسي بودكه دربارهٴ تركيب عدسيها فكر كرد و اين چند سدهٴ بعد، موجب ساختن ابزارهاي شگفتانگيزي شد، از قبيل ميكروسكوپ و تلسكوپ. اين كشفها از او نيست، ولي او بدانها نزديك شد و ممكن بود آنها را بسازد. از اين گذشته، وي به تحقيق در ماهيت نور پرداخت و برخلاف گروستست نتيجه گرفت كه انتقال آن هرچند بسيار سريع است، ممكن نيست آني باشد؛ باز در اين جا ممكن است درميان سطور آثارش اشارهاي به نظريهٴ موجي نور بتوان يافت، ولي بهتر است اين كار را نكنيم. آثار نوري بيكن اهميت آثار پكهام و ويتلو را به دست نياورد، ولي سه سدهٴ بعد، الهامبخش ذهن عملگراي لئونارد ديگز شد.
پس از معرفي اين سه شخصيت برجسته ــ بيكن، ويتلو و پكهام ــ ميتوان با سرعت از ديگران گذشت. پير غريب، محقق بزرگ مغناطيس تصميم گرفت رسالهاي دربارهٴ آيينهها بنويسد. ويلهلم موربكي ــ كه ــ الهامبخش ويتلو بود ـــ گفتار در انعكاس نور هرون را از يوناني به لاتيني ترجمه كرد، ولي فكر ميكرد اين رساله تأليف بطليموس است. اجيديوي رُمي به بهترين شيوهٴ اصحاب مدرسه به بحث در ماهيت نور و رنگ پرداخت. يكي ديگر از معاصران تئودوريك فريبرگي بود، ولي مهمترين تأليف او، شامل قديميترين توضيح قانعكننده دربارهٴ رنگينكمان به زبان لاتيني، در نخستين دههٴ سدهٴ چهاردهم، ظاهر شد.
همينقدر دربارهٴ غرب لاتيني كافي است. اكنون، بهتر است به ايران نظر كنيم كه در آن جا تحقيقات مشابهي توسط نصيرالدين طوسي و شاگردش قطبالدين شيرازي صورت گرفت.
طوسي تحريري از كتاب المناظر اقليدس فراهم ساخت و به بحث دربارهٴ مسائل مختلف نور پرداخت. گرما، سرما، رطوبت و خشكي چه اثري بر رنگها دارند، شعاعهاي نور از كجا ناشي ميشود، يا علت خطاي باصره چيست؟ قطبالدين هم به بحثهاي مشابهي پرداخت ــ فيزيكداني با تمايلات فلسفي شديد مشكل ميتوانست از چنين مباحثي خودداري كند ــ ولي مهمترين كارش، كه يكي از مهمترين كارها در تاريخ فيزيك قرون وسطاست، توصيف